سروش، یه مهندس کامپیوتر باتجربه، از همون سالهای اول کارش به بازارهای مالی علاقه داشت. دوران دانشگاه، همیشه بین درسهای برنامهنویسی و ریاضیات پیشرفته، یه چشمش به نمودارهای قیمتی طلا و سهام بود. اما وقتی کارش رو تو شرکتهای نرمافزاری شروع کرد، دیگه جدی به ترید کردن فکر نکرد. با این حال، علاقهاش به دنیای سرمایهگذاری کمکم بر انگیزههاش برای پیشرفت در مهندسی کامپیوتر غلبه کرد.
بعد از چند سال کار به عنوان برنامهنویس، تصمیم گرفت وارد بازار بشه و معاملهگری رو حرفهای یاد بگیره. اولین تجربههاش تو بازار پر از شکست و ضرر بود. همیشه فکر میکرد با تحلیلهای فنی و نمودارها میتونه روند قیمتی رو پیشبینی کنه، اما نمیدونست که این فقط یه بخش از ماجرای ترید کردنه. همینطور که جلو میرفت، فهمید که روانشناسی بازار و مدیریت احساسات خودش هم نقش مهمی دارن.
سه سال بعد از شروع، سروش که دیگه فهمیده بود بازارها خیلی قابل پیشبینی نیستن، تصمیم گرفت از دانش کامپیوترش کمک بگیره و شروع به نوشتن الگوریتمهایی برای تحلیل دادههای بازار کرد. الگوریتمهایی که با تحلیلهای یادگیری ماشین میتونستن حرکات بازار رو بهتر پیشبینی کنن. این استراتژیهای خودکار کمکش کردن تا بتونه فشارهای روانی معاملهگری رو کمتر کنه و بر تصمیماتش مسلطتر باشه.
حالا که هشت سال از اولین روز ورودش به این مسیر میگذره، سروش به یه تریدر موفق و حرفهای تبدیل شده که با ترکیب علم کامپیوتر و تجربیات بازار، معاملاتش رو با استراتژیهای دقیق و محاسبهشده پیش میبره. با همه این موفقیتها، همیشه تو دلش میدونه که بازار جای غرور و قطعیت نیست؛ هر روز به یاد داره که بازار همیشه غیرقابلپیشبینی و پر از شگفتیه.